محمد مهدى ملايرى

356

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بر او منّت گذارد و وعدهء چاپ و انتشا اثرش را بدهد و اگر انجام شد بزرگوارانه ! نسخه‌ها را انبار كند و به‌تدريج به نسبت عكس تقاضا آن هم غيرمستقيم ، - به هر قيمت - كه خواست - به بازار تزريق نمايد . اما حال خواننده ، جوينده‌اى كه به گفتهء پيشينيان بايد يابنده هم باشد . « 1 » در روزگار ما شرط جويندگى ، آگاهى است و اين آگاهى را بايد كتابهاى نقد ، صفحه‌ها يا ستونهاى ويژهء معرفى كتاب بدهد و ياد كرد كتابها در اين صفحه‌ها و ستونها خود قاعده‌ها و ضابطه‌ها دارد . اگر نويسنده در حلقهء دوستداران و دوستان بود اثرش مفيد است و خوب ، اما اگر حاشيه‌نشينى مجلس‌گريز بود ، يا با سكوت سنگين منتقدان روبرو مىشود و يا بر « دف دورويه‌اش » « 2 » مىزنند و چنان كار او را خارج از معيار و تضاد با واقعيت قلمداد مىكنند كه بايد آرزوى خريدار و خواننده كه هيچ ، حسرت آرامش هم بر دلش بماند . البته در همهء موارد استثنا هم هست اما تا اين استثناها ، قاعده نشده ارزشى ندارد . سر سخن كوتاه ، بهتر ، كتاب تاريخ و فرهنگ ايران در دوران انتقال از عصر ساسانى به عصر اسلامى نوشتهء دكتر محمد محمدى ملايرى از كتابهاى خوبى است كه سكوت منتقدان و برخى مسائل ديگر به ناشناخته ماندن و عدم رواجش كمك كرده است زيرا با وجود عنوان پرجاذبه ، مطالب محققانه و نظرات مبتكرانه و مستدل ، كمتر كسى از عنوان و موضوعش آگاه شده و اهميتش را دريافته است . به‌همين‌سبب ارزش دارد كه اگر دو سال هم از انتشارش گذشته ، با تورقى ديگر به مطالب مهم آن اشاره‌اى شود . مؤلف كتاب براى محافل علمى و تحقيقى ناشناخته نيست او از استادان مسلّم ، در علوم انسانى و ادبيات و معارف اسلامى است كه بيشتر تحقيقاتش در تاريخ و فرهنگ ايران و اسلام ، پيوستگىهاى فرهنگى و مسائل مشترك دو زبان فارسى و عربى است . از پيشينهء هر دو زبان و سابقهء فرهنگى هر دو قوم آگاه است ، با ديد انتقادى آن را مطالعه كرده و حاصل مطالعاتش را به خواننده عرضه مىكند . از نظر او آنچه در پيوندگاه دو دوران ساسانى و اسلامى جاى دارد نه ، دورهء فترت است و نه ، انقطاع بلكه

--> ( 1 ) - جوينده يابنده است امثال و حكم دهخدا ، ج 2 . ( 2 ) - بر دف دورويه زدن : كنايه از رسوا كردن . نك مرصاد العباد ص 697 .